افسون پول و قدرت
در هفته ی گذشته که تهران بودم حاصل اش خواندن یک کتاب از چندین کتابی بود که خریدم و فیلمی که با دوست عزیزی دیدیم . کتاب افسون هدایت نام دارد که دکتر مجتبا بشر دوست آن را نوشته . کتابی ست در نقد و معرفی شخصیت و آثار صادق هدایت . کتابی به کلی پرت و ناسودمند . نویسنده در این کتاب تنها کاری که کرده مدام ازنقد ها و نوشته های دیگران در مورد هدایت آورده و نقل قول کرده است و تعدادی از نامه های هدایت را که به دوستان اش نوشته بوده و پیش از این چاپ شده بود آورده و برداشته تک تک داستان های هدایت را به صورت خلاصه بازنویسی کرده تا کتاب پر شود و صفحه ها سیاه . البته در چند مورد کوتاه خودش هم در مورد هدایت اظهار نظر کرده که کارش به کلی بیهوده به نظر نیاید که این به قول خود هدایت اظهار لحیه ها هم چیز چندان تازه ای نیست . همان حرف هایی ست که پیش از این دیگران در مورد هدایت زده اند و او با کمی پس و پیش کردن جمله ها و کلمات و کمی تغییر دادن لحن بیان ، کتاب اش را پر کرده است .
این را می گویند کتاب سازی که سال هاست در این خاک پر گهر ! عده ای آدم کاسب کار و موج سوار و پول دوست ( نه بشر دوست ) که در همه ی شغل ها و صنف ها هم وجود دارند مشغول به آن هستند . آن ها بو می کشند ببینند باد از کدام سو پول یا بوی پول می آورد و منتظر فرصت نشسته اند تا از نویسندگان نامدار و بزرگان ادبی و هنری ای که محبوبیت زیادی دارند و کارها شان خریدار و خواهان زیادی دارد به نفع خود سوء استفاده ی مالی کنند . در این سال ها حجم کتاب هایی که در مورد فروغ فرخ زاد و سهراب سپهری و صادق هدایت و کسانی مانند این ها که در بورس هستند یا به نوعی مد شده اند چاپ و منتشر شده بسیار زیاد بوده است . اما دریغ از نقد و تحلیل درست و حسابی که فرهنگ و ادب ما بسیار به آن نیاز دارد . کارهای خوب به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد. عنوان مناسب تری که برای این کتاب و کتاب های مانند آن به نظر می رسد افسون پول
است.
.
اما فیلمی که دیدیم به نام پدر نام داشت از ابراهیم حاتمی کیا . فیلمی ست ضد جنگ که در واقع توبه نامه ی حاتمی کیا محسوب می شود . پیداست که حاتمی کیا زیر فشار افکار عمومی و سیل پرسش هایی در مورد جنگ و چرایی آن - که در این سال ها از او و امثال او که مدافع به قول خودشان سینمای دفاع مقدس ! هستند - قرار گرفته است و بالاخره از خر شیطان پیاده شده و دست به نقد خود و یاران اش زده است . البته دراین فیلم حاتمی کیا همچنان با حفظ حقانیت برای نسل رزمندگان سابق دست به این کار می زند و تنها کاری که می کند صدای نسل های بعدی و فرزندان نسل جبهه رفته که منتقد پدران شان هستند را که در فیلم های آژانس شیشه ای و فیلم ضعیف موج مرده به طور بسیار کم رنگ و نصفه نیمه نمود داشت برجسته و پر رنگ می کند و آن را محور فیلم اش قرار می دهد .
اما از این ها که بگذریم به نام پدر فیلم خوبی ست . فیلمی جان دار و محکم با بازی های خوب به ویژه بازی روان و نیرومند پرویز پرستویی . فیلمی به دور از زیاده گویی و وراجی با فیلم برداری مطلوب و موسیقی به جا و مناسب و تعلیق خوب ، پر از خطوط سپید و پس زمینه ای از حرف های ناگفته ی بسیار که به فیلم ژرفا می بخشد و بر لایه های فیلم می افزاید . یکی از نکته هایی که در فیلم بر آن به درستی انگشت گذاشته می شود نقش مافیای قدرت و ثروتی است که در این سال های پس از جنگ درایران به وجود آمد و به طور سرطانی رشد کرد و مانند اژدهای هفت سری دارد همه چیز را به کام خود می بلعد و بر همه چیز و همه جا به ویژه هر جا بوی پول و ثروت بیاید چنگ انداخته و به هیچ قیمتی رها نمی کند و حاضر نیست ذره ای کوتاه بیاید و عقب نشینی کند . این اژدهای هفت سر درست در آن سال هایی که ایران دچار آن جنگ بیهوده و فرسایشی و ویران گر بود در پس پشت تبلیغات بی امان جبهه و جنگ و شهادت و درزیر لفاف دفاع مقدس و دفاع از میهن و اسلام ، هزاران کیلومتر دور از جبهه ها و دور از آتش و خون داشت بار خود را می بست و میخ قدرت اش را محکم می کرد و با قدرت های خارجی قراردادهای آن چنانی می بست و مشغول مغازله و ناز و عشوه های پنهانی بود . در واقع ظهور پدیده ی آقا زاده ها محصول مستقیم کارگاه هشت سال دفاع مقدس بود . از نگاه حاتمی کیا این مافیای غول آسا که جز پول و قدرت و منافع میلیاردی هیچ چیز و هیچ کس را نمی شناسد ، نه برای آن نسل از رزمندگان شجاع و مخلص که برای دفاع از میهن شان و سربلندی کشورشان جنگیدند تا نسل های بعدی در آرامش و صلح و ثبات و رفاه و آزادی باشند پشیزی ارزش قائل ست و نه برای نسل های بعد و فرزندان آن رزمندگان . انسانیت برای او ذره ای ارزش ندارد . در آن بحران جان فرسا در فیلم که پای دخترک در آستانه ی قطع شدن ست و باید فوری با هواپیما به تهران منتقل شود ، نماینده ی نوکیسه و تازه به دوران رسیده ی مافیا به همراه ماموران نیروی انتظامی برای دستگیری مهندس به فرودگاه آمده است و اصلن توجهی به موقعیت مهندس و خانواده اش ندارد و تنها به منافع خود می اندیشد و بس .
این مافیا تنها برای سود و پول بیش تر و قدرت عریان و بر اساس توهماتی که به آن دچار ست و به امید پوست خربزه هایی که هنوز برخی قدرت های بزرگ منفعت طلب زیر پای اش می اندازند دارد ایران را به لبه ی پرتگاه سقوط و نابودی می برد . افسون پول و قدرت چشمان این اژدها را به کلی کور کرده است و از دیدن واقعیت های دنیای امروز و موقعیت ایران و منطقه وسیاست های قدرت های بزرگ به کلی عاجزست و باید به تعبیر مولانا جلال الدین با برق زمرد عشق دفع این اژدها کرد . این نگاه تازه به مقوله ی جبهه و جنگ ( البته تازه برای حاتمی کیا و هم فکران بیدار شده اش ) بزرگ ترین ، مهم ترین و برجسته ترین دریافتی ست که حاتمی کیا به آن رسیده است و در کارهای پیشین او سابقه ای نداشته است. به طور کلی این نکته ی کلیدی تمام آن نمایش هشت ساله ای ست که به نام دفاع مقدس دراین دیار کارگردانی و اجرا کردند . حاتمی کیا در کارنامه ی فلیم سازی اش که به نام فیلم ساز جبهه و جنگ شناخته شده است سرانجام به خوب نکته ای و خوش جایگاهی رسیده است . خوب ست که او خود را از زیر چتر تبلیغاتی حاکمیت برای دفاع مقدس بیرون بکشد و دیگر هم صدای آنان نباشد و با نگاهی کلیشه ای و رسمی که خاص حاکمیت ست و برای فریب افکار عمومی مهندسی و طراحی شده است به ماجرای جنگ هشت ساله ننگرد و نکات گفته نشده و پنهان پس ماجرا را که او و امثال او بهتر از دیگران می دانند بیان کند و از آه و ناله های رمانتیک و روضه خوانی و مظلوم نمایی برای رزمندگان که بسیاری از آن ها مظلوم هم واقع شدند و قربانی این بازی شدند بپرهیزد چرا که نباید نگاه فرقه ای و خودی و غیر خودی داشت و باید به قربانیان میلیونی این نمایش که همه ی ملت ایران بودند پرداخت نه به یک قشر کوچک از هم فکران و هم سنگران که جزئی از پیکره ی ملت بودند و از اتقاق در این ماجرا چندان بی تقصیر هم نبودند و با سادگی شان آلت دست سیاست بازان شدند و زمینه ساز فراهم آمدن بستری برای قدرت مداران و جاده صاف کن عبور ماشین مخوف مافیایی آن ها . حاتمی کیا که هنوز ا ز رانت های حکومتی برخوردار ست و امکاناتی در اختیار دارد که در اختیار همه ی هنرمندان و سینماگران نیست و از آزادی بیانی سود می برد که همه ی فیلم سازان نمی توانند سود ببرند ، باید به دفاع از تمامی اقشار ملت ایران برخیزد نه تنها به دفاع از هم سنگران و هم فکران اش ، اگر چنین کند سهم و حق رزمندگان هم به عنوان قشری از اقشار آسیب دیده و قربانی شده ی ملت ایران که عضوی از آن پیکره هستند ادا خواهد شد . حاتمی کیا دیگر نباید تن دهد به برنامه های ساختگی و فریب کارانه ای که در هفته ی دفاع مقدس در راستای همان سیاست جنگ هشت ساله زیر عنوان بررسی کارنامه ی فیلم های دفاع مقدس و تجلیل از فیلم سازان آن در صدا و سیما تهیه و تنظیم می شود . حالا که او نکته ی اصلی را به این خوبی دریافته و در فیلم اش اشاره های برجسته ای به بحران و فروپاشی خطرناکی می کند که در ایران امروز در آستانه ی وقوع ست ، باید تکلیف خودش را برای همیشه روشن کند و همراه دوستان و هم سنگران مبارز و دلیرش دست در دست هم در کنار ملت ایران گام بردارد و به اشتباهات اش به روشنی و با شجاعت و صداقت اعتراف کند و خوب به هوش باشد تا دیگر به دام های رنگارنگی که بر سر راه اش می گسترند نیفتد.

.gif)

haftan.khabgard.com/literature/?page=15