پاسخ به علی رضا قزوه
آقای علی رضا قزوه در مورد بیانیه ی شاعران آزاد سخنانی را مطرح کرده اند . از آن جا که بنده هم یکی از امضا کننده گان آن بیانیه بودم لازم دیدم به سهم خودم نکاتی را خدمت ایشان عرض کنم . این سخنان در سایت شهر وابسته به شهرداری تهران منتشر شده است . علاقه مندان می توانند برای خواندن متن کامل سخنان ایشان به شهر مراجعه کنند .
ابتدا در پاسخ به عالی جناب باید گفت شاید در جشن واره حلوا پخش نکنند اما به واقع گوشت قربانی تقسیم می کنند . و این گوشت قربانی چیزی نیست جز شعر بینوای فارسی ، این قیمتی در دری که امروز به پای هر کسی ریخته می شود . از اساس دولتی شدن هنر و ادبیات به ویژه شعر فارسی که قدمتی هزاران ساله دارد و از روزگاران کهن استقلال و هویت خود را حفظ کرده است و آن را آلوده کردن به زیور جشن واره و جایزه های فرمایشی و باسمه ای از این دست معنایی جز قربانی کردن فرهنگ و هنر ندارد و این در تاریخ شعر فارسی سابقه ندارد و اگر هم داشته باشد از سوی هر دولتی که باشد محکوم ست و البته به جایی نرسیده و نمی رسد . دخالت دولت در حوزه های هنری ، فرهنگی و ادبی به ویژه با خط و خطوطی شناخته شده که به درستی می توان فهمید سر از کجاها در خواهد آورد و با چه هدف هایی طراحی و برنامه ریزی شده است و با برگزیدن آدم هایی به عنوان مدیر و متولی این امر که سابقه ای آشنا دارند و معروف اهل نظر و ادب هستند جز فساد و ویرانی به بار نخواهد آورد . باید خرقه ی شعر پارسی را به می شستشو کرد که بوی خیر از این جشن واره ها و جایزه ها و کف زدن ها و هورا کشیدن ها به مشام نمی رسد. اگر روزگاری شاعرانی مانند رشید وطواط و امیرمعزی و انوری و دیگران شعر فارسی را به دربارها می بردند و می فروختند با همه مذموم بودن این حرکت اما کاری شخصی انجام می دادند و به خودشان مربوط بود و می توان حرکت شان را به پای کل شعر فارسی ننوشت. می توان تکلیف شعر فارسی را از آن مداحی ها جدا دانست و جریده رفت و کناره گرفت. اما آن شاعران هیچ گاه برای شعر جشن واره بر گزار نکردند و نخواستند مسیر شعر فارسی را تغییر دهند یا برای آن جریان سازی کنند. عالی جناب قزوه می فرمایند : « اغلب امضا کننده گان این بیانیه تازه یک سال ست شروع به کار کرده اند و 95 درصدشان کتاب منتشر نکرده اند و در وبلاگ ها می نویسند » .
صرف نظر از این که ایشان چه گونه و از کجا آماری به این دقت به دست آورده اند باید بگویم که من خودم از سال 1370 تا به امروز مدام در کار شعر بوده ام و فعالیت کرده ام . بسیاری از دوستان امضا کننده را هم که می شناسم بیش از 10 سال ست به کار شعر مشغول اند . از این گذشته در کار هنری کیفیت مهم ست نه کمیت . ارزش هنر به مدت زمان پرداختن هنرمند به آن نیست. زمان در کار هنری معیار روشنی ندارد . از اساس در نظر گرفتن زمان تقویمی برای کار هنری خطایی آشکارست . گاه شده است که شاعری با نبوغ و استعداد شخصی در عرض تنها چند سال از تمام شاعران زمانه پیشی گرفته است و گاه شاعری کهن سال و کهنه کار از پس یک عمر طولانی کار هنری به جایی نرسیده است و پس از مدتی محو و فراموش شده است . گذشته از این کتاب منتشر کردن هم میزان کار هنری والا و ناب نیست . امروزه بسیارند نویسنده گان بازاری که در حوزه های مختلف به تقاضای بازار و به سفارش مخاطبان عام به میزانی انبوه کتاب تولید می کنند و به کتاب سازی مشغول اند اما دریغ از یک جو اندیشه و هنر . در گذشته هم تولید انبوه کار هنری ( که از اساس در هنر نامیدن این کارها جای بسیار اما و اگر ست ) معیار و میزانی برای شاعر بودن یا هنرمند بودن نبود . آیا شاعر گمنام و کتاب سازی به نام غواصی یزدی در دوران صفویه که در شعر فارسی هیچ جایگاهی ندارد و حتا نام اش هم از صحیفه ی شعر و ادب حذف شده و به فراموشی سپرده شده است با آن همه سفینه ی شعر آن چنان که خود می گوید : ز شعرم آن چه اکنون در حساب ست / هزار و نهصد و پنجه کتاب ست شاعر تر ست یا استادان بزرگ سخن فارسی همچون حافظ ، مولانا ، فردوسی ، سعدی ، نظامی و دیگر بزرگان ؟ آیا می توان غواصی یزدی را به صرف داشتن حدود 2000 کتاب شعر شاعر تر از فردوسی و حافظ و مولانا و سعدی دانست ؟ آیا شاعران مداح دربارهای غزنوی و سلجوقی و خوارزم شاهی مانند ظهیر فاریابی و امیر مغزی و فرخی سیستانی و انوری و ... برتر از خیام و عطار و خاقانی و سنایی غزنوی و رودکی هستند ؟ یا شاعر میان مایه ای مانند مهدی سهیلی در روزگار ما را که شعرش به درد نامه های عاشقانه ی بچه مدرسه ای ها می خورد با آن همه کتاب های شعر رنگارنگ اش با جلد اعلا و کاغذ مرغوب که از شعر هدفی جز شعر داشت می توان از فروغ فرخ زاد و نیما یوشیج و احمد شاملو و سهراب سپهری که هدف رگبار فحاشی های او بودند شاعر تر دانست ؟ و اگر شعر به واقع شعر باشد آیا فرقی می کند که بر پوست بز و با مرکب دود چراغ نوشته شده باشد یا بر اوراق چاپی با حروف سربی چاپ خانه ای یا به طریقه ی فیلم و زینگ افست بر کاغذهای یک کتاب یا مجله یا به شکل فیبر نوری بر صحیفه ی رسانه های الکترونیکی و سایت ها و وبلاگ ها ؟!! از این ها گذشته آیا از اساس این که شاعران درباری و حکومتی به خرج دولت آن هم از رهگذر تملق و مداهنه هزینه های چاپ کتاب هاشان را فراهم کنند جای آن دارد که فخر بر فلک و ناز بر ستاره کنند ؟
عالی جناب قزوه در فراز دیگری از سخنان شان با تکبر می افزایند : « مصاحبه های ما در تلویزیون 20 میلیون بیننده دارد اما وبلاگ های این شاعران نوپا حتا 5000 خواننده هم ندارد . بعضي از آن ها سرتاپاشان دولتي ست و حقوق بگير دولت هستند. من ميتوانم ادعا كنم كه «آزاد» هستم اما اينها كه با وام دولت و پول دولت زندگي ميكنند حرفي براي زدن ندارند. » . شگفتا شگفتا چه فخری می فروشد این جناب اعظم الشعرا ! اگر شاعران درباری و حکومتی با نماز بردن بر در ارباب قدرت و فروختن آزاده گی شان و دور ریختن حرمت شعر و ادب و حرام کردن این نادره در دری و پا گذاشتن بر شرافت اخلاقی و انسانی می توانند جلوی دوربین کلان رسانه ی انحصار طلب حاکمیت که با هزینه های هزاران هزار میلیاردی آن هم از جیب ملت اداره می شود ظاهر شوند و باز هم ادعا کنند که « آزاد » هستند فخر فروختن دارد ؟ خوشا همان وبلاگ های کم بیننده اما مستقل و آزاد که سر بر آستان هیچ قدرت مداری خم نمی کنند که سهل ست از غرور و آزاده گی سر بر آسمان می سایند . با نان جوین خویش حقا که به است / که آلوده به پالوده ی هر خس بودن . و اگر شاعری آزاد شغلی دولتی در یکی از اداره های دولتی دارد این امر چه دخلی به شاعری او دارد ؟ مگر نمی توان کارمند دولت بود اما شاعر آزاد بود ؟ اگر شاعری از امتیازات شغل دولتی اش در کار شاعری اش استفاده نکند و شعر و هنر خود را نفروشد مگر چه عیبی دارد ؟ زنده گی هنری یک فرد چه ربطی به زنده گی شخصی اش دارد ؟ آیا جناب قزوه عمدی این دو را با هم خلط می کند ؟ آیا به راستی تفاوت بین زنده گی شخصی و هنری را نمی داند ؟ می توان زنده گی شخصی را با هزینه ی شغل دولتی صرف نظر از این که درست باشد یا نادرست اداره کرد این به خود شخص مربوط ست نه به دیگران اما نمی توان سرنوشت ادبی و شعر یک دیار کهن را که امری شخصی نیست و متعلق به همه گان ست به سیاست و هدف های کوتاه مدت یک حکومت که برای بقای خودش طراحی شده است سنجاق کرد.
باز هم جناب قزوه می فرمایند : « معترضين، اگر ميتوانند و ميخواهند مراسمي اين چنيني را خصوصي برگزار كنند بروند و اقدام كنند » . سخن خنده داری ست ! معترضین با کدام سرمایه می توانند چنین مراسم پر خرجی را برگزار کنند و به فرض داشتن سرمایه مگر بدون مجوز دولتی در این دیار می توان دست به چنین کارهایی زد ؟ گویا عالی جناب قزوه می خواهند وانمود کنند که نمی دانند چه کسانی و چه جریان هایی پشت چنین مراسمی قرار دارند و هدف ها و برنامه هاشان معلوم نیست ، اما کوچه ی علی چپ هم خوب جایی ست دیگر ! خوب اگر نمی دانند پس بهتر است بیاموزند . در این دیار هر حرکت کوچک یا بزرگی چه به شکل فردی ، چه به شکل جمعی ، چه در حوزه ی هنر و ادب چه در حوزه ی ورزش یا سیاست یا علم و ... اگر در راستای ایدئولوژی حاکمیت و ترویج و تبلیغ اندیشه هایی نباشد که حاکمیت برای بقای خودش می پسندد و به آن ها نیاز دارد و اگر بخواهد جنبه ی عمومی پیدا کند ممکن نیست پا بگیرد و ادامه یابد . مگر یادمان رفته که همین چند روز پیش وقتی گروه کوچکی از اهل ادب می خواستند به مناسبت سال گشت تولد فروغ فرخ زاد مراسم کوچکی بر سر مزار او برگزار کنند که تعدادشان 50 نفر هم نمی شد چه گونه مورد سرکوب و آزار دولتیان قرار گرفتند و سرانجام به آن ها ابلاغ شد که به هیچ وجه مجوز چنین گردهمایی و حق برگزاری آن را ندارند ؟
عالی جناب قزوه و هم فکران و یاران شان می توانند و حق دارند همچون سال های گذشته هر طور که دل شان می خواهد شعر بگویند و به پابوس ارباب قدرت هم بروند اما حق ندارند این حرکت را نهادینه کنند و برای این کار جریان سازی کنند و شاعران دیگر را هم آلوده کنند. در پایان باید بگویم که معلوم می شود بیانیه ی شاعران آزاد در اعتراض به دولتی شدن شعر فارسی نقش بسیار با اهمیتی داشته است و کار خودش را کرده است که این چنین مورد خشم آقای قزوه قرار گرفته است و با چنین واکنش عصبی از سوی ایشان مواجه شده است . این نشانه ای ست از موفقیت آمیز بودن حرکت های خودجوش مردمی در مقابل جریان های دولتی و فرمایشی در هر حوزه ای .

.gif)






haftan.khabgard.com/literature/?page=15