شهبارای پاییزی

خانه ام ابری ست ...
خانه ام ابری ست
یکسره روی زمین ابری ست با آن .
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد می پیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من !
آی نی زن که تو را آوای نی برده است دور از ره کجایی ؟
خانه ام ابری ست اما
ابر باران اش گرفته است .
در خیال روزهای روشن ام کز دست رفتندم
من به روی آفتابم
می برم در ساحت دریا نظاره.
و همه دنیا خراب و خرد از باد ست
و به ره نی زن که دایم می نوازد نی ، در این دنیای ابر اندود
راه خود را دارد اندر پیش.
باید راهی شوم
آسمان کنج نگاه خسته ام
به گل نشسته
صدای سکوت
از پشت پرواز پوپک جنگلی
می آید
پنجره را باز کن
باید راهی راه بی ستاره شوم .
آسمان هم به گل نشسته
کنج نگاه خیس و
خسته ام .

.gif)
haftan.khabgard.com/literature/?page=15