
برای شب یلدا تفالی زدم به دیوان حافظ بزرگ . شعری که آمد را می نویسم و شب یلدا این شب اهورایی را به تمام ، دوستداران مهر ، مهربانان ، مهرورزان و مهرآفرینان مبارک باد می گویم .
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد ؟!!
پیش از این ات بیش از این اندیشه ی عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره ی آفاق بود
یاد باد آن صحبت شب ها که با نوشین لبان
بحث سر عشق و ذکر حلقه ی عشاق بود
پیش از آن کین سقف سبز و طاق مینا بر کشند
منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود
سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
حسن مهرویان مجلس گرچه دل می برد و دین
بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود
بر در شاه ام گدایی نکته ی در کار کرد
گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار
دست ام اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیب ام مکن
سر خوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرین و گل را زینت آفاق بود

.gif)
haftan.khabgard.com/literature/?page=15