تبليغاتX
شهبارا

شهبارا

فرهنگی ، ادبی ، اجتماعی


به رنگ اندوه

 

به رنگ شادي آمدي

نشستي در من با شقايق هاي وحشي ات .

روبان قرمز موهاي ات

در شاخ گوزن مي پيچيد

وقتي كه پوپك رنگين بال

كوبه مي زد

بر پوست صبح

و طعم لب هاي ات

بوي باغ باران زده مي داد .

 

كي رفته بودي من ندانستم

من دچار آسمان بودم

كي رفته بودي ندانستم

تنها مانده است در دل ام

نوري به رنگ اندوه .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 0:54  توسط شهرام عدیلی پور   | 


مي روم من رفتم

 

زود مي خواستي رفتن اي دلبر

اما دير ماندي

 دي ي ي ي ي ر ماندي

با من نه

 بي من

 بي من ماندي

 

پس مي روم من

پس مي روم من بي تو

 بي تو

بي تو مي روم من

بي تو مي روم

 تو بمان .

 

تو بمان همچنان شاد اي گل

تو بمان

من مي روم

 مي روم

كه جهان تنگ ست

و دل من سخت بي قرار و بي آهنگ

بي آهنگ ست .

 

آهنگ رفتن مي كند دل

دل مي رود به آهنگ اندوه

اندوهگين مي رود دل

دل مي رود

 مي رود دل

و سقف خانه فرو مي آيد

با همه توفان گرد و گرگ هاي داغ فرو مي آيد

مي آيد در جان و تن

فرو مي آيد

 

من مي روم

دل مي رود

 من ...

 

تو بمان با جلوه ي زيبايي

تو بمان

كه در دل حسرتي ست

در دل حسرتي از زيبايي خورشيد چشمان ات

 

من مي روم خسته تن

خسته جان

با حسرت زيبايي مي روم من

مي روم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 15:30  توسط شهرام عدیلی پور   |