تبليغاتX
شهبارا

شهبارا

فرهنگی ، ادبی ، اجتماعی


من هم به عنوان يك شاعر به سهم خودم خواهان عدم اجراي حكم اعدام دلارا دارابي هستم . من خواهان آزادي دلارا هستم :

http://save-delara.blogspot.com/2009/04/blog-post_6687.html




این خانه که ...


بر ویرانی این خانه که

جمشید جام می گرفت در او

نه آهو بچه می کند

نه حتا

دیگر جغد هو هو

بر ویرانی این خانه

باد نمی وزد

خورشید نمی تابد

بر ویرانی این خانه

مرگ است تنها

که بال می کشد

مرگ است که پا سفت می کند .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 11:57  توسط شهرام عدیلی پور   | 



سال تازه را با دو شعر شروع مي كنم اولي از خودم و دومي از شاملو- ي بزرگ

 

 

چشمان روشن تو

باز

باز مي شود در دهان ام و

من باز مي كنم دهان

من باز

باز مي كنم دهان

بر چشمان روشن ات.

نوري دوباره

پر مي كشد از دهان ام

نوري دوباره از من

بر صفحه و قلم .

خورشيد پخش مي شود

بر سپيدي كاغذ

خورشيد محو دهان ام ...

من محو نور كاغذم و شعر و لبان ات

من محو چشمان روشن ات.

 

 

 

 

 

 

قناري گفت : كره ي ما

كره ي قفس ها با ميله هاي زرين و چينه دان چيني .

 

ماهي سرخ هفت سين اش به محيطي

                                تعبير كرد

كه هر بهار

             متبلور مي شود .

 

كركس گفت : سياره ي من

سياره ي بي همتايي كه در آن

مرگ

      مائده مي آفريند .

 

كوسه گفت : زمين

سفره ي بركت خيز اقيانوس ها .

 

 

انسان سخني نگفت

تنها او بود كه جامه به تن داشت

و آستين اش از اشك تر بود .




 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 12:4  توسط شهرام عدیلی پور   |